کار تغییر سرگرمی مشاهده گردشگران گردشگران زیاد

کار: تغییر سرگرمی مشاهده گردشگران گردشگران زیاد سرگرمی عکس منتخب روز

گت بلاگز اخبار اجتماعی تکلیف زیاد کردن مستمری‌ها چه خواهد شد؟ ، بازنشستگانِ زیر خط فقر و صندوق‌های بحران‌زده

به نظر می‌رسد تا زمانی که دولت جهت پرداخت بدهی‌های صندوق‌های بازنشستگی آستین اوج نزند و عزمی جدی جهت علاج بحران‌های فضای کلان اقتصادی وجود نداشته باشد، انتظار پ

تکلیف زیاد کردن مستمری‌ها چه خواهد شد؟ ، بازنشستگانِ زیر خط فقر و صندوق‌های بحران‌زده

بازنشستگانِ زیر خط فقر و صندوق های بحران زده/تکلیف زیاد کردن مستمری ها چه خواهد شد؟

عبارات مهم : زندگی

به نظر می رسد تا زمانی که دولت جهت پرداخت بدهی های صندوق های بازنشستگی آستین اوج نزند و عزمی جدی جهت علاج بحران های فضای کلان اقتصادی وجود نداشته باشد، انتظار پرداخت مستمری هایی که بتوانند زندگی بالاتر از خط فقر را تضمین کنند، امیدی واهی ست. فعالان صنفی بازنشستگان معتقدند حتی زیاد کردن صد درصدی مستمری ها هم جوابگوی هزینه های زندگی نیست.

مستمری بگیران؛ آنها که سی سال کار کرده اند به امید روزی که پا روی پا بگذارند و از استراحت و رفاه سالمندی بهره مند شوند؛ آنها که باید گفت علیرغم امیدهای دوران جوانی، این روزها در هزار خمِ «کوچه ی نان» درمانده اند؛ آنها که به قول علی اکبر عیوضی (عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان تامین اجتماعی شهر تهران) زندگی روزانه و پرسشها اقتصادی، آنها را «ضربه فنی» کرده و زمین زده است.

براساس آخرین آمار، تا آخر آذر سال گذشته، ٥ میلیون و ٩٤٨ هزار و ٤٦٧ نفر مستمری بگیر مهم و تبعی تحت پوشش شرکت تامین اجتماعی بوده اند و از خدمات این شرکت استفاده کرده اند که این تعداد، مشمول بر بازنشستگان اصلی، بازماندگان و ازکارافتادگان می شود.

تکلیف زیاد کردن مستمری‌ها چه خواهد شد؟ ، بازنشستگانِ زیر خط فقر و صندوق‌های بحران‌زده

این ارقام و آمار نشان می دهد که جامعه مستمری بگیران کشور، درصد قابل توجهی از جمعیت را به خود تخصیص داده شده است می دهد؛ با احتساب خانواده های بازنشستگان که معمولا جمعیت سرانه آن زیاد از خانواده ی ۳.۱ نفری کارگری ست، شاید بتوان گفت چیزی بیش از ده درصد جمعیت کشور از طریق مستمری تامین اجتماعی سرنوشت می گذرانند که وظیفه میزان زیاد کردن این مستمری را بهارِ هر سال هیات وزیران براساس پیشنهاد مدیرعامل شرکت تامین اجتماعی مشخص می کند؛ زیاد کردن مستمری بازنشستگان و مستمری بگیرانِ شرکت عریض و طویل تامین اجتماعی، براساس قانون، اصول و ضوابطی دارد:

در کتابچه ی «قانون تامین اجتماعی» دو ماده ی قانونی به سازوکار زیاد کردن مستمری ها تخصیص داده شده است دارد، ماده ۹۶ و ماده ۱۱۱. ماده ۹۶ می گوید: «سازمان مکلف است میزان کلیه مستمری های بازنشستگی ، ازکارافتادگی کلی و مجموع مستمری بازماندگان را در فواصل زمانی که حداکثر از سالی یکبار کمتر نباشد با توجه به زیاد کردن هزینه زندگی با تصویب هیأت وزیران به همان نسبت زیاد کردن دهد.» ماده ۱۱۱ نیز بر ضرورت تبعیت زیاد کردن مستمری ها از زیاد کردن حداقل دستمزد کارگران تاکید دارد: «مستمری از کارافتادگی کلی و مستمری بازنشستگی و مجموع مستمری بازماندگان در هر حال نباید از حداقل مزد کارگر عادی کمتر باشد.»

به نظر می‌رسد تا زمانی که دولت جهت پرداخت بدهی‌های صندوق‌های بازنشستگی آستین اوج نزند و عزمی جدی جهت علاج بحران‌های فضای کلان اقتصادی وجود نداشته باشد، انتظار پ

با در نظر گرفتن این دو ماده قانونی، زیاد کردن مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی دو محور مهم دارد: تخمینِ میزان هزینه های زندگی بازنشستگان که البته همواره «نرخ تورم اعلامی» جایگزین محاسبه ی دقیق هزینه های زندگی بازنشستگان شده است و حداقل مزد مصوب شورای عالی کار. امسال حداقل مزد بعد از اوج و پایین های بسیار، ۱۹.۸ درصد زیاد کردن یافت؛ باید دید آیا این میزان که از نظر بسیاری از فعالان کارگری با توجه به بی ثباتی فضای اقتصاد و قیمت های فزاینده اقلام اساسی زندگی، حتی جهت شاغلان نیز کفایت نمی کند، جهت زیاد کردن درآمد بازنشستگانی که به تبع شرایط، زندگی ارزش هزینه های بیشتری دارد، در نظر گرفته می شود یا خیر.

انتظار ما از حداقل مزد بیش از اینها بود

علی اکبر عیوضی (عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان شهر تهران) در ارتباط با امیدهای بازنشستگان جهت زیاد کردن مستمری ها در امسال می گوید: زیاد کردن مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی متاثر از مصوبه مزدی شورای عالی کار هست؛ به عنوان «نماینده بازنشستگانِ تهرانی» از مدیرعامل شرکت تامین اجتماعی و هیات وزیران انتظار داریم که همان میزان افزایشِ حدوداً بیست درصدی زیاد کردن حداقل مزد را به بازنشستگان نیز تعمیم بدهند و زیاد کردن مستمری ها از این میزان کمتر نباشد. البته انتظار ما از حداقل مزد بیش از اینها بود، آنطور که هزینه ها را محاسبه کرده بودند و مطابقِ آن قول هایی که داده بودند، توقع ما این بود که زیاد کردن حداقل مزد از بیست و پنج درصد کمتر نباشد.

تکلیف زیاد کردن مستمری‌ها چه خواهد شد؟ ، بازنشستگانِ زیر خط فقر و صندوق‌های بحران‌زده

زندگی کردن با مستمریِ یک میلیون و خورده ای، یک مصیبت تمام عیار است

این فعال صنفی بازنشستگان در پاسخ به این پرسش که آیا اگر زیاد کردن ۱۹.۸ درصدی جهت بازنشستگان نیز محقق شود، با توجه به بی ثباتی فضای اقتصاد و تورم جاری، می تواند پاسخگوی هزینه های زندگی مستمری بگیران باشد یا خیر، می گوید: مطمئن باشید در شرایط فعلی حتی پنجاه درصد زیاد کردن هم جوابگو نخواهد بود؛ گیریم صد درصد هم مزد و مستمری را زیاد کنند، باز هم جوابگوی هزینه های زندگی نیست. در کلانشهری مثل تهران، زندگی کردن با یک میلیون و خورده ای، یک مصیبت تمام عیار هست؛ باید بگویم زندگی با این شرایط، فاجعه بار هست، آنهم جهت بازنشسته ای که هزینه اش از شاغل به خاطر خانواده گسترده ای که دارد زیاد است و درآمدش به علت قطع مزایای نقدی و غیرنقدی، کمتر.

همواره فقط به «اختلافات سیاسی» پرداختند و از مردم غافل شدند

به نظر می‌رسد تا زمانی که دولت جهت پرداخت بدهی‌های صندوق‌های بازنشستگی آستین اوج نزند و عزمی جدی جهت علاج بحران‌های فضای کلان اقتصادی وجود نداشته باشد، انتظار پ

عیوضی مسئولان و ساختار کلی حاکمیت را در شکل گیریِ شرایط معیشتی به قول او «مشقت بار» مقصر می داند و می گوید: هم دولت و هم مجلس (منظورم در دوره فعلی نیست، در همه وقت ها و ادوار) مقصرند و بدون شک در به وجود آمدن اوضاع نقش دارند؛ هیچ گاه نیامدند زندگی مردم را از نزدیک و با زیر و بم هایی که دارد، بررسی کنند؛ نیامدند «کارشناسی» کنند که آیا اینگونه شد؛ همواره فقط به «اختلافات سیاسی» پرداخته اند و از مردم غافل شده است اند؛ همین است که کارمان به اینجا کشیده؛ شب که سر بر بالین می گذاریم، خبر نداریم فردا قرار است چه اتفاقی بیفتد، می توانیم شکم خود و خانواده مان را سیر کنیم یا نه. این همه اختلاس و پول هایی که از کشور خارج شده است را نیز در نظر بگیرید؛ به راستی ما کجای دنیا ایستاده ایم؟!!

دردِ دل ها و پرسشها بازنشستگان تمامی ندارد؛ آنها از بی نظمی اوضاع می نالند، از دولت انتقاد دارند و دلواپس آینده ای هستند که به شدت مبهم و خاکستری رنگ است.

تکلیف زیاد کردن مستمری‌ها چه خواهد شد؟ ، بازنشستگانِ زیر خط فقر و صندوق‌های بحران‌زده

نود درصد مستمری بگیران زیر خط فقر به سر می برند

محسن ایزدخواه (معاون پیشینِ حقوقی و امور بین الملل شرکت تامین اجتماعی) در ارتباط با زیاد کردن مستمری بازنشستگان و توان بالقوه صندوق های بازنشستگی می گوید: در رابطه با زیاد کردن مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی نباید از یک مساله غفلت کرد؛ مستمری بگیرانِ حداقلی هر سال مشمول افزایشی برابر با قیمت زیاد کردن دستمزدِ مصوب شورای عالی کار می شوند؛ جهت مستمری بگیرانِ غیرحداقل بگیر، هر سال مدیرعامل شرکت تامین اجتماعی بایستی متناسب با هزینه های زندگی رقمی را به هیات وزیران پیشنهاد بدهد که معمولا «نرخ تورم» ملاک قرار می گیرد. اینجا یک تبعیض آشکار به وجود می آید، چراکه در شرکت تامین اجتماعی افراد متناسب با میزان حق بیمه ای که پرداخت کرده اند و سابقه ی بیمه پردازی شان، مستمری می گیرند، هنگامی که حداقل مستمری حدود بیست درصد زیاد شود ولی سایر سطوح، ده یا دوازده درصد زیاد کردن پیدا کند، این در درازمدت دو اثر سوء باقی می گذارد؛ یکی این که افرادی که حق بیمه ی بیشتری می پردازند، علی القاعده توقع دریافت مستمری بالاتر دارند، حالا هنگامی که که این نسبت و توازن به هم می خورد، طبیعی ست که انگیزه جهت «بیمه پردازیِ بیشتر» در درازمدت کم رنگ می شود و این اعتقاد شکل می گیرد که باید همان «حداقل بیمه» را به شرکت پرداخت؛ دوم اینکه این مساله در درازمدت به خود شرکت تامین اجتماعی نیز از طریق دریافت حق بیمه ی کمتر ضرر وارد می کند و افت منابع به وجود می آید.

ایزدخواه در ادامه ی گفتگو به عنوان «مستمری مکفی» می پردازد و این حقیقت که زیاد کردن بیست درصدی مستمری ها هم کفاف هزینه ها را نمی دهد: « حسین راغفر که به عنوان متخصص «فقر و شکاف درآمدی» تحقیق می کند، اخیراً خط فقر جهت یک خانوار حداقلی را چهار میلیون تومان برآورد کرده هست. بنابراین اگر به این پژوهش های علمی اتکا کنیم، باید بگوییم حدود نود درصد مستمری بگیران چه در تامین اجتماعی و چه در صندوق بازنشستگی کشوری، زیر خط فقر هستند. حال پرسش اینجاست که آیا صندوق های بازنشستگی «توان زیاد کردن قابل قبول» را دارند، آیا که اگر این توان وجود نداشته باشد و سطح انتظار در جامعه اوج برود، یک نوع بدبینی و سوءرفتار در جامعه ایجاد خواهد شد.

ویران شدن منابع صندوق های بیمه ای دور از انتظار نیست

این کارشناس تامین اجتماعی ادامه می دهد: واقعیت این است که صندوق های بیمه ای در اثر سیاست های نادرست اقتصادی دولت ها، آسیب پذیر هستند. هنگامی که رشد اقتصادی ناچیز، قیمت دورقمی بیکاری و نوسانان قیمت ارز و ده ها مساله و معضل دیگر را داشته باشیم، ویران شدن منابع صندوق های بیمه ای دور از انتظار نیست. همین روزهای گذشته با اوج رفتن قیمت ارز و کم کردن چهل درصدی ارزش پول ملی، سرمایه های بیمه شدگان در صندوق های بازنشستگی مانند بهمن ذوب شد و فروریخت. در این شرایط در طراحی انتظارات جهت اوج رفتن سطح معیشتی بازنشستگان، مضاف بر اینکه از صندوق ها توقع داریم که «کارآمد» باشند و از سرمایه های بیمه شدگان صیانت کنند، نباید از سیاست های اقتصادی غلط دولت ها غافل شویم.

صندوق های بازنشستگی بدون کمک دولت قادر به انجام تعهداتشان نیستند

به نظر می رسد که شرایط فعلی یک «شبه بن بست» کامل هست؛ از یک طرف انبوه بازنشستگانی را داریم که با هزار مشقت، زیر خط فقر زندگی می کنند و از طرف دیگر با بحرانِ منابع-مصارفِ صندوق های بازنشستگی مواجهیم؛ صندوق هایی که به نظر می رسد «توان پرداخت» ندارند؛ ایزدخواه چاره را در اهتمام دولت می داند: متاسفانه در نتیجه ی سیاست های غلط گذشته که همچنان نیز ادامه دارد، مجموعه صندوق های بیمه ای، «ورشکسته» هستند؛ شرکت جهانی کار و اتحادیه بین المللی تامین اجتماعی، شاخصی به نامِ «نسبت پشتیبانی» را جهت تخمین میزان موفقیت و کارایی صندوق های بازنشستگی تعریف کرده اند که میزان این شاخص تعیین می کند آیا صندوق ها توان انجام مسئولیت های پرداختی خود را دارند یا خیر؛ براساس استانداردها اگر نسبت پشتیبانی صندوقی زیر پنج باشد، معنایش این است که صندوق مذکور توان انجام تعهدات خود را ندارد؛ جالب اینجاست که در حال حاضر این عدد جهت صندوق بازنشستگی کشوری و صندوق بازنشستگی نیروهای مسلح، زیرِ یک است و جهت صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی، حدود ۴.۵ هست؛ خُب معنای این اعداد این است که صندوق های بازنشستگی کشور، بدون کمک دولت قادر به انجام تعهداتشان نیستند ولی دولت چه می کند؟ بدهی ها را هم نمی پردازد؛ همین الان تامین اجتماعی بالغ بر ۱۵۰ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است که دولت هم یا «ندارد» یا درک معرفتی درستی از جایگاه صندوق ها ندارد و تعهدات خود را پرداخت نمی کند.

نمی توان «انتظار یک سویه» از صندوق های بازنشستگی داشت

ایزدخواه در جمع بندی، قصور مهم را متوجه دولت می داند: « نمی توان «انتظار یک سویه» از صندوق های بازنشستگی داشت چون دچار بحرانِ پیش گرفتن مصارف بر منابع هستند؛ بی ثباتی در مدیریت صندوق ها نیز نشان دهنده واقعیت تلخی مبنی بر تزلزل جایگاهی این صندوق هاست، ناکارآمدی مدیریتی این صندوق ها هم مزید بر علت هست. در این شرایط اگر دولت، سیاست های کلان اقتصادی خود را اصلاح نکند، اگر نتواند یک رشد سرمایه گذاری کمی و کیفیِ قابل قبول داشته باشد، اگر نتواند قیمت بیکاری را تک رقمی کند و اگر نتواند تولید را احیا کند، بحران صندوق های بیمه ای شدت یافتن خواهد شد؛ بنابراین بیش از اینکه از صندوق های بیمه ای جهت اوج بردن قدرت خرید بازنشستگان توقع داریم، باید از دولت انتظار داشته باشیم که سیاست های غلط اقتصادی حاکم را اصلاح کند.»

درنهایت به نظر می رسد تا زمانی که دولت جهت پرداخت بدهی های صندوق های بازنشستگی آستین اوج نزند و از طرف دیگر، عزمی جدی جهت علاج بحران های فضای کلان اقتصادی وجود نداشته باشد، انتظار پرداخت مستمری هایی که بتوانند زندگی بالاتر از خط فقر را تضمین کنند، امیدی واهی ست؛ حتی اگر به فرض محال مستمری ها روی کاغذ بالاتر از خط فقر «تصویب» شود که البته هرگز نخواهد شد، در عمل، آینده بازنشستگان تامین اجتماعی، همان آینده بازنشستگان فولاد خواهد بود؛ همان انتظارِ مداوم جهت دریافت معوقاتی که ماه ها دیرتر از موعد پرداخت می شود.

واژه های کلیدی: زندگی | صندوق | بازنشستگی | بازنشستگان | حداقل دستمزد | مستمری بگیران | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz